زن
اين روزها ازدواج مضحكه اي است كه به دست مردان
جوان و والدين به پا مي شود.در بسياري از كشورها
مردان جوان مي برند در حالي كه والدين مي بازند.به زن
به چشم يك كالا نگريسته مي شود؛كالايي كه خانه اي آن
را مي خرد و خانه اي ديگر آنرا مي فروشد،سرانجام
زيبائي زن رنگ مي بازد و او همچون اثاثيه اي كه
ديگر به كار نمي آيد، در گوشه تاريكخانه اي
رها مي شود.
( جبران خليل جبران)
جوان و والدين به پا مي شود.در بسياري از كشورها
مردان جوان مي برند در حالي كه والدين مي بازند.به زن
به چشم يك كالا نگريسته مي شود؛كالايي كه خانه اي آن
را مي خرد و خانه اي ديگر آنرا مي فروشد،سرانجام
زيبائي زن رنگ مي بازد و او همچون اثاثيه اي كه
ديگر به كار نمي آيد، در گوشه تاريكخانه اي
رها مي شود.
( جبران خليل جبران)
+ نوشته شده در یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 0:18 AM توسط 2خی جون |
سايه
چراغها را خاموش كنيد!ستاره اي براي من كافيست....
بزرگراه ها را مسدود كنيد!مهم نيست از جاده هاي خاكي
با پاي پياده عبور خواهم كرد....
بر آبشار ها سد ببنديد!عيبي ندارد با قطره ها زندگي مي كنم....
سقفي براي من مگذاريد!مشكلي نيست ؛
آسمانم بزرگترين سقف است....
درها را به رويم قفل كنيد!با نقش و نگار درها مي سازم
ولي....
تنها يك چيز ؛
سايه ام را گم كرده ام!!!!!
آنرا نديده ايد....؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در پنجشنبه 12 اردیبهشت1387ساعت 2:43 PM توسط 2خی جون |
خاطره ها .....
وقتی از غربت ایام دلم می گیرد
مرغ امید من از شدت غم می میرد
دل به رویای خوش خاطره ها می بندم
باز هم خاطره ها دست مرا می گیرد ...
+ نوشته شده در یکشنبه 8 اردیبهشت1387ساعت 3:2 PM توسط 2خی جون |
دوباره از نو ....
به زودي افتتاح مي شود.....
دوباره!!!!
دوباره!!!!
+ نوشته شده در چهارشنبه 4 اردیبهشت1387ساعت 10:43 PM توسط 2خی جون |

